شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸, ساعت ۱۶:۱۹ |
اخلاق و کردار امام رضا علیه السلام

اخلاق و کردار امام رضا علیه السلام

ابراهیم بن عباس می گوید: من هرگز ندیدم حضرت رضا (ع) به کسی ظلم کند یا سخن کسی را قطع نماید یا حاجت کسی را در صورت قدرت رد کند یا در مجلسی پاهای خود را دراز کند یا به نشانه بی احترامی نسبت به کسی، تکیه دهد یا بنده‏ های خود را ناسزا گوید یا آب دهان خود را بیرون بریزد یا صدایش را به قهقهه بلند کند؛ بلکه خنده آن حضرت تبسّم بود.

وقتی برای آن حضرت سفره می ‏انداختند، تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتی دربانان و چوپانها را در سر همان سفره می‏ نشاند. خواب آن حضرت بسیار کم و بیداری اش زیاد بود و بسیاری از شب ها تا به صبح نمی خوابید.

روزه های مستحبی بسیار می ‏گرفت و هرگز سه روز روزه را در یک ماه ترک نمی‏ کرد و می‏ فرمود که آن روزه دهر است و آن روز پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهارشنبه اول از دهه دوم هر ماه است. صدقات سری آن حضرت بسیار بود و اکثرا آنها را در شب‏های تار- بدون مهتاب- انجام می داد. هر کس گمان کند که مانند آن حضرت را دیده است او را تصدیق نکنید.

ابن ابی عباد، وزیر مامون، شیوه زندگی امام (ع) را چنین یادآور شده است:

"حضرت علی بن موسی (ع) در تابستان روی حصیر می نشست و فرش او در زمستان نوعی پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن می ‏پوشید و هنگام رویارویی با مردم، لباس معمولی می‏ پوشید تا خودنمایی به زهد، تلقی نشود."

عطر اخلاق امام (ع)، در نسیم شعر شاعران

ابونواس، از ادیبان و شعرای معروف عصر امام رضا (ع) است. وی که در ادبیات و شعر، شهره و نامدار زمان خود بوده است، با تمام توان ادبی که داشت، از ستودن امام (ع) اظهار ناتوانی کرد. ابن طولون می نویسد،

برخی از اصحاب به ابونواس اعتراض داشته، چنین گفتند:

تو در باره شراب، کوه و دشت، موسیقی و... شعر سروده‏ای، تو را چه شده است که درباره موضوعی مهم، یعنی شخصیت والای امام علی ‏بن موسی الرضا (ص) تاکنون چیزی نگفته و شعری نسروده ‏ای؟ با آن که معاصر امام نیز هستی و او را به خوبی می شناسی.

ابونواس در پاسخ چنین گفت:

والله ماترکت ذلک الا اعظاما له و لیس یقدر مثلی ان یقول مثله

سوگند به خدا که بزرگی او مانع این کار شده است. چگونه کسی چون من، درباره شخصیتی چون او مدح تواند کرد.

آنگاه ابیات زیر را سرود:

قیل لی انت اوحد الناس‏طرا فی فنون من الکلام النبیه

لک فی جوهر الکلام بدیع یثمر الدر فی یدی مجتبیه

فعلام ترکت مدح ابن‏موسی و الخصال التی تجمعن فیه

قلت لا اهتدی لمدح امام کان جبریل خاد ما لابیه

چکیده سخن او چنین است: از من نخواهید او را بستایم، مرا توان آن نیست تا از کسی که جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست مدح گویم.قصیده‏ای به او منسوب است که در مرو چون چشمش به حضرت رضا (ع) افتاد، آن را سرود و گفت:

 مطهرون نقیات ثیابهم تجری الصلاه علیهم اینما ذکروا

من لم یکن علویاحین تنسبه فماله فی قدیم الدهر مفتخر

فانتم الملا الاعلی و عندکم علم الکتاب و ما جات به‏السور

امامان معصوم، پاکیزگان و پاکدامنان هستند که هرگاه نامی از ایشان به میان آید، بر آنان درود و تحیت فرستاده خواهد شد.

کسی که انتسابش به سلاله پاک علی (ع) نرسد، در روزگاران دارای مجد و افتخار نیست.به راستی که شما در جایگاه بلندی قرار دارید و علم کتاب و مضامین سوره‏های قرآن نزد شماست.

ابن صباع مالکی درباره حضرتش می‏نویسد:

 حضرت از مناقبی والا و صفاتی پسندیده برخوردار است. نفس شریفش پاک، هاشمی‏نسب و از نژاد پاک نبوی (ص) است.

بعداز جریان ولایتعهدی، روزی عبدالله‏بن مطرف ‏بن هامان بر مامون وارد شد. حضرت رضا (ع) نیز در مجلس حضور داشت. خلیفه رو به عبدالله کرد و گفت: در باره ابوالحسن علی‏بن موسی الرضا (ع) چه می‏گویی؟

عبدالله گفت:

«چه بگویم در باره کسی که طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است. آیا از چنین ذاتی جز مشک هدایت و عنبر تقوا می‏تواند ظاهر شود؟»

اخلاق امام (ع) در بیان روایات

او بسیار به مستمندان رسیدگی می ‏کرد. به دادن صدقه به ویژه در شبهای تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می ‏کرد. با خدمتگزارانش کنار یک سفره می‏ نشست و غذا می‏ خورد.

هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی‏ گذاشت، مگر براساس تقوا. همواره متبسم و خوش‏رو بود. بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ‏ساخت. با فقرا می ‏نشست. در تشییع جنازه شرکت می‏ جست. خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی‏ خواند. با صدای بلند و با قهقهه هرگز نمی‏ خندید.

رفع نیاز مؤمنان و گره‏ گشایی از ایشان را بر دیگر کارها مقدّم می‏ داشت. روی حصیر می‏ نشست. قرآن زیاد تلاوت می‏ کرد. با گفتارش دل کسی را نرنجانید. سخن هیچ کس را ناتمام نمی‏ گذاشت و نمی‏ شکست. هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نکرد. پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی‏ کرد. در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد.

همواره یاد خدا بر زبان جاری داشت. از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت. به مسافری که پول خود را تمام و یا گم‏کرده بود، بدون چشم داشت، هزینه سفر می‏ داد. در دادن افطاری به روزه‏ داران کوشا بود. به عیادت بیماران می ‏رفت.

در معابر عمومی، آب دهان خود را نمی ‏انداخت. از میهمان شخصا پذیرایی می ‏کرد. هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می ‏شد، اجازه نمی ‏داد تا برای احترام وی از جای برخیزند. به سخن دیگران که وی را مورد خطاب قرار داده، از او پرسشی داشتند، با دقت کامل گوش می‏ داد.

خویش را به بوی خوش معطر می‏ کرد، به خصوص برای نماز. به نظافت جسم و لباس به ویژه موی سر توجّه داشت. قبل از غذا دست‏ها را می ‏شست و با چیزی خشک نمی ‏کرد، بعد از غذا نیز آنها را می‏ شست و با حوله‏ای خشک می‏ کرد.

اگر غذایی از حد نیاز زیاد می ‏آمد، آن را هرگز دور نمی‏ ریخت. در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی‏ خورد. بسیار بردبار و شکیبا بود. کارگری را که به مبلغ معین اجیر می‏ کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می‏ کرد. با همگان با رافت و خوشرویی روبرو می ‏شد. بسیار فروتن بود. به فقرا و بیچارگان بسیار می‏ بخشید و آن را برای خود پس انداز می‏ دانست.

 این همه که یاد شد، بی‏گمان خوشه ‏ای از خرمن شخصیت اخلاقی آن امام بزرگ است و نه تمام.

مهمانی و آداب آن

شبی حضرت رضا (ع) مهمانی داشتند که یک مرتبه چراغ تغییری کرد- و احتیاج به اصلاح داشت- مهمان، دست خود را دراز کرد تا چراغ را درست کند.

حضرت رضا (ع) دست او را کنار زدند و خودشان به اصلاح چراغ پرداختند و فرمودند: «ما قومی هستیم که مهمانهایمان را به کاری وا نمی‏ داریم» احترام مهمان، بیش از این است که به خدمت صاحبخانه بپردازد.

حقوق کارگر

سلیمان جعفری می‏ گوید: ... من با حضرت رضا (ع) وارد منزلشان شدیم، حضرت دیدند غلامانشان مشغول گلکاری هستند و کارگر سیاه چهره‏ای هم با آنها مشغول کار است.

حضرت فرمود، این کیست با شما؟ غلامان گفتند او را آورده ‏ایم به ما کمک کند و چیزی هم به او بدهیم.

حضرت فرمود، آیا مزد او را معین کرده ‏اید؟ گفتند نه، ما هر چه به او بدهیم راضی است.حضرت بسیار خشمگین شدند به طوری که می‏ خواستند غلامان خود را با تازیانه ادب کنند، من پیش رفته گفتم، فدایتان شوم چرا ناراحت شدید؟!

حضرت فرمود: آخر من چندین بار آنها را از مانند این کار منع کرده‏ ام که به هیچ کس کاری ندهند مگر مزد و اجرت او را تعیین کنند.

- ای سلیمان- بدان اگر کارگری برای تو کاری کرد بدون تعیین اجرت غالبا چنین است- اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهی باز گمان می‏ کند. کم داده ‏ای و اگر مزد او را تعیین کردی، اگر همان مقدار هم بدهی ترا سپاسگزار است و اگر یک ذره اضافه کنی آنرا بحساب می آورد و می‏ فهمد که به او زیادی هم داده‏ ای.

اخلاق و کردار امام رضا علیه السلام

تواضع در کمک کردن

یک بار حضرت امام رضا (ع) وارد حمام عمومی شدند. یکی از کسانی که داخل حمام بود و حضرتش را نمی ‏شناخت از حضرت خواست که او را دلاکی کند. حضرت با تمام جلالتی که داشتند شروع کردند به کیسه کشیدن آن شخص.

هنوز چیزی نگذشته بود که افرادی که در حمام رفت و آمد داشتند، حضرت را شناختند و به آن شخص معرفی کردند آن مرد شروع کرد به عذرخواهی، ولی حضرت بدون اینکه از کار خودشان دست بردارند، جملاتی برای رفع ناراحتی او فرمودند و همانگونه که دلاکی می‏ کردند با کلام نرم و ملایم قلب او را آرامش بخشیدند.

تقوی ملاک برتری

یکی از اهالی بلخ می‏ گوید: من در سفر حضرت رضا (ص) به خراسان همراه بودم، یک روز وقتی سفره‏ای برای حضرت انداختند آن حضرت تمام خدمتگزاران اعم از سیاه و غیر سیاه را بر سر آن سفره جمع کرد.

من عرض کردم فدایت شوم خوب است برای آنها سفره دیگری قرار دهید! حضرت فرمود، آرام باش که خدای همه ما یکی است، مادر همه ما و پدر همه ما یکی است و پاداش هم به عمل است. هر کس عملش بهتر است نزد خداوند مقرب‏تر است هر چند بنده یا سودانی سیاه باشد.

اسراف و تبذیر

یاسر خادم می‏ گوید: روزی غلامان حضرت میوه‏ای خوردند و آن را به پایان نرسانده به دور انداختند.

حضرت رضا (ع) به آنها فرمود: سبحان الله اگر شما از همین میوه نیم خورده بی ‏نیاز هستید- بدانید- افرادی هستند که به آن محتاج‏اند، آن را به افرادی که احتیاج دارند برسانید.

حرمت مؤمن

یسع ‏بن حمزه می‏گوید: من در مجلسی با حضرت رضا (ص) مشغول صحبت بودم و عده زیادی هم برای پرسش از مسائل حلال و حرام جمع شده بودند. که مردی بلند قامت و گندمگون داخل شد و سلام کرد و عرضه داشت. من دوستی از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از حج می‏ آیم، زاد و توشه‏ ام گم شده اگر ممکن است کمکی بفرمائید که من به شهرم برسم که این نعمتی است بر من از جانب خدای تعالی، پس چون به شهرم رسیدم آنرا از جانب شما صدقه می‏ دهم چون من احتیاجی به صدقه ندارم.

حضرت فرمود: بنشین، خدا تو را رحمت کند. حضرت رو کردند به مردم و با آنها سخن گفتند تا وقتی که متفرق شدند و فقط آن مرد و من و سلیمان جعفری و خیثمه باقی ماندیم. حضرت فرمود، اجازه می‏ دهید من به داخل منزل بروم؟

بلند شدند و داخل رفتند و بعد از لحظاتی آمدند پشت در و دست مبارک خود را از بالای در خارج کردند و فرمودند: کجاست آن مرد خراسانی؟ آن مرد گفت: بله اینجا هستم. حضرت فرمود: این دویست دینار را بگیر و کار خود را انجام بده و به آن متبرک شو و از طرف من هم لازم نیست صدقه دهی، بیرون برو که من ترا نبینم و تو مرا نبینی. آن مرد خارج شد.

وقتی حضرت آمدند، سلیمان گفت فدایت شوم شما که عطای وافر و زیادی به این مرد فرمودید چرا روی نازنین خود را از او پوشاندید؟ حضرت فرمود، تا مبادا ذلت سؤال را در چهره‏ اش ببینم. آیا مگر نشینده ‏ای که رسول خدا (ص) فرمود: هر کس حسنه و کار نیک خود را مستور بدارد، برابر است با هفتاد حج و هر کس سیئه و کار زشت خود را آشکار کند خوار می‏شود و هر کس زشتی خود را بپوشاند و عمل خلافش را در پنهان انجام دهد بخشیده خواهد شد؟!

اطعام مساکین

معمربن خلاد می‏ گوید: وقتی حضرت رضا (ص) می‏ خواستند غذا بخورند یک کاسه بزرگی را کنار سفره می‏ گذاشتند و از بهترین غذاها، از هر کدام مقداری، در آن کاسه می‏ ریختند و می ‏فرمودند: آنرا به مساکین بدهند.

سپس این آیه مبارکه را قرائت می‏فرمودند: فلا اقتحم العقبه - سوره بلد آیه 11 - «پس انسان. آن گردنه‏ های سخت را نتواند پیمود.» و بعد می ‏فرمود، چون خداوند می ‏دانست که برای هر انسانی، آزاد کردن بنده، مقدور نیست راهی برای رسیدن به بهشت قرار داد با اطعام طعام.

عبادت ‏های سنگین و ختم قرآن و سجده ‏های طولانی

برادر دعبل می‏ گوید: حضرت رضا (ص) پیراهنی از خز سبز رنگ و انگشتری از عقیق به برادرم «دعبل» عنایت کردند و فرمودند، ای دعبل برو «قم» که در آنجا فایده خواهی برد، و فرمود: این پیراهن را محافظت کن.زیرا که من در این پیراهن در هزار شب، هر شب هزار رکعت نماز خوانده‏ام و در آن هزار بار قرآن را از ابتدا تا انتها ختم کرده ‏ام.

صولی می‏گوید: از جده‏ام پرسیدند که درباره رفتار حضرت رضا (ع) سخنی بگوید.

جده من که زنی بسیار عاقل و سخاوتمند بود گفت: حضرت رضا (ع) که همیشه نمازش را در اول وقت می‏ خواند وقتی نماز صبحش تمام می ‏شد به سجده میرفت و سر مبارک خود را بر نمی ‏داشت تابالا آمدن آفتاب. و آن حضرت در این مدت به ذکر خدای تعالی مشغول بود.


منبع: بیتوته