دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸, ساعت ۱۱:۲۴ |
یکی یک دونه،  عزیز دردونه

یکی یک دونه،   عزیز دردونه

عقاید بسیار زیادی درباره کودکان تک فرزند وجود دارد. مثلاً آنها خودخواه، تنها، وابسته به والدین هستند و نمی توانند با همسالانشان به خوبی ارتباط برقرار کنند، این نظریات تا چه حد صحت دارند؟

تحقیقات نشان داده که تک فرزندان در بسیاری از موارد مانند موفقیت های تحصیلی، ضریب هوشی، و مهارت های اجتماعی و... همانند فرزندان اول هستند.

فاکتور اصلی در بالندگی و رشد فرزندان، والدین هستند

چه تک فرزند چه یکی از ۱۰ کودک خانواده- تفاوت در این جاست که تلاش و فعالیت های والدین در صورت کمتر بودن تعداد فرزندان دو چندان می شود. والدین تک فرزند، کودک دیگری ندارند تا به وقت بیشتری نیاز داشته باشند و بنابراین می توانند روی تنها فرزندشان تمرکز بیشتری داشته باشند.

کودک تک فرزند به طور کامل مورد توجه و علاقه والدین است. این عامل باعث می شود که کودک احساس کند که شخص مهمی است.مزایای بزرگ شدن در خانواده تک فرزند چنان است که کودک می گوید من دوست دارم تنها فرزند خانواده باشم. و کسی حسادت مرا تحریک نکند. کودکانیکه در خانواده تک فرزندی زندگی می کنند احساس امنیت و اعتماد به نفس زیادی دارند. عامل دیگر حضور افراد بالغ در زندگی تک فرزند هاست.

اینان پیش از زمان معمول سخن گفتن را آغاز میکنند. و رویه اجتماعی نیرومندی دارند. از والدین خود تقلید و مانند بزرگسالان رفتار می کنند. به گونه ای که تحسین و تمجید دیگران را بر می انگیزند. معمولأ بلوغ زود رس دارند. دیدگاههای خود را به راحتی بیان می کنند و قادرند به والدین خود کمک کنند. گفته می شود که این کودکان با آمادگی و تجربه زیاد به سن بلوغ پا می گذارند.

متعاقب یکی بودن

یکی از معایب تک فرزندی تاثیر آن بر مراحل رشد است. این کودکان کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی یا دعوا کنند. آنها دوست و همدلی در منزل ندارند. بنابر این برخی از احساسات را تجربه نمی کنند. و فرصتی برای کنترل و مدیریت آنها نخواهند داشت. بلوغ روحی و روانی پدیده ای کاملأ ارثی نیست بلکه اکتسابی است. این بلوغ مواردی همچون شناخت خود، میزان واقع بینی و انتخاب مؤثر را شامل می شود و به راحتی به دست نمی آید بلکه به تجربه نیازمند است.

کودک تک فرزند کمتر با مشکلات مواجه می شود. و در معرض تجربه کردن شکست، ناکامی، رانده شدن و... قرار نمی گیرد و شرایطی که لازمه بلوغ روحی و روانی است را تجربه نمی کند. آنها هیچگاه در مقام انتقام از فرزندشان بر نمی آیند. با او مخالفت نمی کنند. و همواره تسلیم خواسته ای او می شوند تا از این طریق مانع ناراحت شدن او شوند.

هر چه حمایت آنها از تنها فرزندشان بیشتر شود قدرت و تحمل وی در رویارویی با مشکلات کاهش می یابد

و از این رو بسیار شکننده و آسیب پذیر می شوند در چنین روابط حساس و پر اضطرابی است که تک فرزند از آزمون احساساتی که در روابط بین خواهر و برادر شکل می گیرد محروم می ماند.

تربیت مناسب کودکان تک فرزند

برای فعالیت های اجتماعی کودک زمان های خاصی را در نظر بگیرید. دوستان معمولاً می توانند جای خواهر یا برادر را برای تک فرزند بگیرند.

در مسائل کودک سریعاً وارد عمل نشوید. حمایت بیش از حد تنها مانع رشد و پیشرفت مهارت های سالم بین فردی است و باعث می شود که کودک روش مقابله با ناامیدی را یاد نگیرد.

به کودک خود مسئولیت بدهید. وقتی کودک شما یاد بگیرد که کارهای شخصی را خودش انجام دهد، سودمند تر است. حتی اگر انجام آن یک ساعت زمان بگیرد.

در توقعات و انتظارات خود واقع بین باشید. از خود بپرسید من از فرزندم توقع دارم این کار را خوب انجام دهد. چون من دوست دارم؟ یا این کار برای او خوب و مناسب است؟

به کودک خود کمک کنید تا یاد بگیرد که شخصاً خود را سرگرم کند. کودک باید یاد بگیرد، در زمان هایی که برای آنها برنامه ریزی نشده خود را مشغول کند.

کودک را از مرکز توجه خارج کنید. گاهی او را از نظر عاطفی و جسمانی از خود دور کنید. در هر زمان متناسب با سن و سال به او کمک کنید استقلال مناسب را یاد بگیرد. صحبت کردن والدین با فرزندان در خصوص محیط پیرامون خود نیز می تواند کمک کننده باشد.(مثل: داشتن روابط مطلوب با دیگران کارمشکلی است اگر هر یک از شما کمی کوتاه بیایید می توانید با هم بازی کنید. بهتر است علایق و حساسیت های خود را برای دیگران روشن کنید، در غیر اینصورت آنها متوجه نمی شوند که شما از چه چیزهایی ناراحت می شوید).

والدین می توانند در محیط خانواده فرزندان خود را تشویق کنند تا احساسات خود را به آنها بگویند. والدین خود باید نمونه این رفتار باشند. آنها همچنین باید به فرزند خود بیاموزند که از درگیری بگریزند و با اطمینان با مشکلات و اختلافات رو به رو شوند. تربیت فرزند یک روند آماده سازی و حمایت کردن نوعی اقدام پیشگیری کننده است.


منبع: تبیان